محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

142

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ملك دائم و نعيم قائم ) شبيه اين تعبير در خطبه ديگرى آمده است : « نعمتهايش جاودان است و هرگز قطع نمىشود و ساكنانش از آن كوچ نمىكنند و آنان كه در آن جاى دارند ، پير نمىشوند و گرفتار شدايد نمىگردند . » ( فارعوا عباد اللّه ما برعايته يفوز فائزكم و بإضاعته يخسر مبطلكم ) درگيرىها و گفتگوهاى كلامى بيهوده را وانهيد و به سستى و ضعف خود بيانديشيد و خطرهاى پيرامون خود را در نظر گيريد و زندگى خود را برپايه علم و عمل سودمند بسازيد تا در بين ملتهاى پيشرفته جايى براى خود بيابيد . ( و بادروا آجالكم بأعمالكم ) براى مرگ آماده شويد كه پس از آن ديگر امكان بازگشت نيست . پس از خود اعمالى نيكو به جاى گذاريد كه خدا و مردم شما را به نيكى ياد كنند . ( الزموا الأرض و اصبروا على البلاء و لا تحركوا بأيديكم و سيوفكم . . . ) منظور از « لزوم الأرض » آرامش و چشم‌پوشى است و منظور از « هوى الألسن » لغزشهاى زبانى مانند دروغ و غيبت است . در بين ياران امام ، مؤمنان وفادارى مانند اشتر و حجر بن عدى و نيز منافقان خيانتكارى مانند اشعث بن قيس و برخى ديگر از مزدوران معاويه بودند . گاه برخى از مؤمنان با منافقان درگير مىشدند . امام عليه السّلام از وقوع درگيرى و تفرقه بين سربازانش هراس داشت . براى همين مؤمنان را به سكوت و صبر بر آزار منافقان سفارش مىدهد . ( و لا تستعجلوا بما لم يعجله اللّه لكم ) خداوند شما را وعده داده كه منافقان و خيانتكاران را كيفر مىدهد ؛ پس بيهوده شتاب نكنيد . ( فإنه من مات منكم على فراشه و هو على معرفة حق ربه و حق رسوله و أهل بيته مات شهيدا . . . ) اين بند خطاب به ياران وفادار امام عليه السّلام است . امام عليه السّلام